خدا کجـاســت که یک آســـمان ستـاره ببارد ز سـمت روشن سبــــز ســــحر دوباره ببارد

برای مادر عاشـــق، به کودکـان، به غریبــان به جـای آتـــش و باروت گل بهـــاره ببارد

جبین و گیسوی مشـــرق لهیب شیون و دود است مگــر که حکم خـدا بود کاین شــــراره ببارد؟