محمدرازق فانی فرزند میرزا محمدصدیق، در سال ۱۳۲۲ خورشيدی (۱۹۴۳ میلادی)، در محله بارانۀ شهر کهنه کابل به‌دنيا آمد. پدرش مردی روشن‌ضمیر و متدین و مادرش بانویی پرورده‌شده در دامان خانوادۀ روحانی بود که هر دو از باشندگان شهر کابل بودند.

آموزش‌های ابتدایی و متوسطۀ را در دبیرستان (لیسۀ) حبیبیه کابل فراگرفت و تحصيلات عالی را در سال ۱۳۵۶ با به‌دست آوردن درجه ‌فوق‌لیسانس (ماستری) در رشته اقتصاد سياسی از یکی از دانشگاه‌های بلغاريا، به اتمام رسانيد.

فانی سال‌های زیادی در دفاتر دولتی اشتغال ورزید و با وجود این که رشتۀ تخصصی او اقتصاد سیاسی بود، بیشترین ایام زندگی خود را در پـرداخـت آرایـه‌های ادبـی و کار خبـرنگاری وقـف کـرد. او در ایـن عرصـه آثـاری گـرانسـنگ از خـود به‌جـا گذاشــت.

وی سرودن شعر را در ایام جوانی - از سال ۱۳۴۰ - آغاز کرد و در عرصه نشرات و کارکردهای فرهنگی به فعاليت‌های ارزشمندی دست زد. آفرینش‌های قلمی او در قالب‌های نظم و نثر از سال ۱۳۴٢ در صفحات روزنامه و مجلات ظاهر شد. گفته می‌شود که "رزاق فانی شخصیت سـُچۀ ادبی، فرهنگی، مبرا از تکلف بود از همین جاست که نبشته‌ها، سـروده‌ها و داستان‌هایش نیز عام فهم و دل‌پذیر مردم واقع گردیده است". همین‌گونه او را چنین توصیف کرده‌اند:

    "رازق فانی سرایشگر وارسته، سخن‌پرداز با فهم، نویسندۀ دانا و ژورنالیست عمیق‌نگر که با ارایۀ نبشته‌هایش، با پرداخت نازک خیالی‌هایش و با عمق‌پردازی در عرصۀ داستان بر سکوی قلوب اهل ذوق جایگاه‌ی بلندی یافت."

فانی در سال ۱۳۶۷ همراه با خانواده‌ای خود راه مهاجرت در پيش گرفت و در شهر سان‌دياگوی ايالت کاليفرنيا اقامت گزید. وی در دیار غربت نیز از فعالیت‌های فرهنگی دست نکشید و آثار چندی از خود به‌جا گذاشت.

در ٢ دسامبر ٢۰۰٦ محفل بزرگداشتی به‌مناسبت تجلیل از کارنامه‌های ادبی رازق فانی در دانشگاه مریلند ایالات متحده‌ی امریکا، از سوی انجمن دانشجویان افغان آن دانشگاه به‌یاری سفارت کبرای دولت اسلامی افغانستان و مرکز زبان و ادبیات فارسی دانشگاه مریلند برگزار شد. در این محفل، شخصیت‌های برجسته‌ی فرهنگی و سیاسی افغانستان از جمله دکتر روان فرهادی، واصف باختری، لطیف ناظمی، سمندر غوریانی، متین سلجوقی، حامد نوید و تعدادی از شاعران و نویسندگان همروزگار و نوپرداز از اروپا، امریکا و کانادا شرکت ورزیده بودند.


سرانجام، رازق فانی به‌سبب بیماری سرطان که به آن مبتلا بود، ساعت یک بعد از ظهر روز یکشنبه دوم ثور (اردیبهشت) ۱۳٨٦ خورشیدی (٢٢ اپريل ٢۰۰٧ میلادی) چشم از جهان فرو بست. درمانگر در مورد او می‌نویسد که رازق فانی ابتدا کمونیست بود، در پایان عمر از آن دست کشید و به عرفان روی آورد.]


 نمونه‌ی شعر

خزف و گهر
    طعنه برخسته رهروان نزنيد
    بوسه بر دست رهزنان نزنيد
    چون کمان کهنه شد، کمانش پير
    به هدف تير ازآن کمان نزنيد
    تکيه بر زنده گان کنيد ای قوم
    تاج بر فرق مردگان نزنيد
    هيچگاهی خزف گهر نشود
    خاک در چشم مردمان نزنيد
    چون خود از همرهان قافله ايد
    همرهء دزد کاروان نزنيد
    باده با دوست در عيان چو خوريد
    لقمه با غير در نهان نزنيد
* * *

صدف
    همه جا دکان رنگ است همه رنگ ميفروشند
    دل من به شيشه سوزد همه سنگ ميفروشند
    به کرشمه يی نگاهش دل ساده لوح ما را
    چه به ناز ميربايد چه قشنگ ميفروشد
    شرری بگير و آتش به جهان بزن تو ای آه
    ز شراره يی که هر شب دل تنگ ميفروشد
    به دکان بخت مردم کی نشسته است يارب
    گل خنده ميستاند غم جنگ ميفروشد
    دل کس به کس نسوزد به محيط ما به حدی
    که غزال چوچه اش را به پلنگ ميفروشد
    مدتيست کس نديده گهری به قلزم ما
    که صدف هر آنچه دارد به نهنگ ميفروشد
    ز تنور طبع فانی تو مجو سرود آرام
    مطلب گل از دکانی که تفنگ ميفروشد
ميزان ۱۳۵۸ سمنگان

 آثار

نخستین اثر رازق فانی به‌نام "ارمغان جوانی" در افغانستان به‌چاب رسید. سپس سه مجموعه‌ی شعری دیگر او هم انتشار يافت. همچنین، در زمانی که در کشور آمریکا در حال غربت به‌سر می‌برد - یعنی بین سال‌های نود میلادی تا زمانی که درگذشت - چهار مجموعه‌ای دیگر شعری به‌نام‌های: "دشت آیینه و تصویر"، "ابر و افتاب"، "شکست شب" که به‌چاب رسیده‌اند و تازه‌ترین آن به‌نام "پیامبران کاذب" که زیـر چـاپ اسـت، به کارنامـه‌ی ادبی خـود افـزود. افـزون بـر ایـن، مجموعـه‌ی از مثنـوی‌های او که "پرتـو خورشـید در دیـوار" نـام دارد، نیـز آمـادۀ نشـر اسـت. به‌هر حال، از آثار منتشر شده‌ای رازق فانی می‌توان چنین نام برد:

  • ارمغان جوانی (مجموعه شـعر)، کابل افغانسـتان - ۱۳۴۴
  • بارانه (داسـتان نيمه بلند)، کابل افغانسـتان - ۱۳۶۲
  • پيامبر باران (مجموعه شـعر)، کابل افغانسـتان - ۱۳۶۵
  • آمر بی‌صلاحيت (گزينه طنزها) کابل افغانسـتان - ۱۳۶۶
  • ابر و آفتاب (مجموعه شـعر) کاليفرنيا - ۱۳۷۳
  • شـکسـت شـب (مجموعه شـعر) کاليفرنيا - ۱۳۷۶