زندگی نامه محمد هاشم میوندوال
محمـدهـاشــم میـونـدوال فـرزنـد حاجـی عبـدالحلیـم و از قـوم دینار خیل بود که در سال ۱۲۹۸ خورشيدی (۱۹۱۹ میلادی) در شهرستان مقر استان غزنی، در یک خانوادۀ کمبضاعت زاده شد. در دوران کودکی او، خانوادهاش با مشکلات اقتصادی دست به گریبان بود. خانوادۀ پدری او هم از خارج به افغانستان مهاجر شده بودند. از این روی، در اواخر دورۀ صدارتش از سوی برخی محافل مورد تحقیر ناجایز قرار میگرفت.
وی تحصيلات ابتدايی را در زادگاهاش آموزش دید و دورۀ متوسطۀ را در دبيرستان غازی ادامه داد و سپس آن را در دبيرستان حبیبیه به پايان برد. او پس از اتمام تحصيل، به سال ۱۳۲۱، در ریاست مستقل مطبوعات استخدام شد و در اثر پشتکار و استعداد خود، بهزودی پلههای ترقی را در کار دولتی پیمود.
میوندوال که در آغاز کار "پردیس" تخلص میکرد، ابتدا بهعنوان مدیر مسئول جریده انیس و سپس بهعنوان مدیر مسئول جریدۀ اتفاق اسلام در شهر هرات گماشته شد. در سال ۱۹۴۵ به سمت مدیر عمومی اداره دایرةالمعارف در ریاست مستقل مطبوعات بهکار پرداخت و در همان سال، بهعنوان معاون ریاست مستقل مطبوعات انجام وظیفه کرد.
سپس، دو بار بهعنوان سفیر کبیر و نماینده فوقالعاده دولت افغانستان در پاکستان و باری هم در همین سمت در لندن و واشنگتن اشتغال ورزيد. میر محمدصدیق فرهنگ مینویسد:
- "[از
ابتدا]، تلاش او تماماً به جلب توجه و اعتماد اولیای امور مصروف بود و به
کمک استاد سلجوقی، رئیس مطبوعات وقت که با او رابطۀ خویشی داشت مورد التفات
سردار محمدنعیم قرار گرفت. بعدآ به کمک سردار موصوف به وزارت خارجه راه
یافت و در جملۀ سایر وظایف به آمریکا و پاکستان به سفارت رفت."
بهگفتۀ همو در این زمان، او بهعنوان یک نفر سیاستمدار متمایل به غرب شناخته شد و در مسایل داخلی هم موضع محافظهکارانه اختیار کرد. سپس او، مدتی معین وزارت امور خارجه شد و همزمان مشاور مطبوعاتی اعلیحضرت محمدظاهر شاه هم بود.
در سال ۱۹۶۴، در حکومت دوره انتقالی دکتر محمدیوسف، میوندوال پست وزارت مطبوعات را بر عهده گرفت و در سال ۱۹۶۵، وقتی که پس از حادثه سوم عقرب، دکتر محمدیوسف از کرسی صدارت استعفا داد، شاه او را با شتاب بهعنوان صدراعظم انتخاب کرد و وی در هفتم عقرب ۱۳۴۴ کابینه خود را اعلام داشت. اما در ماه اکتوبر ۱۹۶۷ از عهده صدارت استعفا داده و جهت درمان به خارج از کشور رفت. در سال ۱۹۶۹ در انتخابات دوره سیزدهم شورای ملی خود را از مقر کاندید کرد، ولی به شورا راه نیافت.
منبع: دانشنامه آریانا
